محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

336

رشحات البحار ( فارسى )

پس از ان به آنچه كه به تو الهام مىكند گوش فرا ده كه مىگويد : من عاشق كمال بحت و جمال صرف هستم . و هرگاه به وجود عشق مطلق بالفعل را در ذات و فطرت خود پى بردى ، به طورى كه هيچ كس در مورد ان ، اعم از پيامبر ، وصى ، مؤمن ، كافر ، شقى ، خوشبخت ، تفاوتى ندارد ، بايد بدانى كه عشق از جمله صفات اضافى است كه اقتضاى معشوق دارد . همچنان‌كه تو بالفعل عاشق هستى ، وجود معشوق فطرت در دار تحقق ، را قطعى بدان . همچنان‌كه مولاى ما ( ع ) گفته است : عميت عين لا تراك « 1 » بك عرفتك و انت دللتني عليك « 2 » كشفيات فطرى 1 . شناخت مفاد اين سخن انان ( ع ) كه فرموده‌اند : هركس خود را بشناسد كه عاشق است ، درمىيابد كه پروردگارش معشوق او است . 2 . شناخت نحوه تعبير از توحيد به فطرت . چنان‌كه در فرموده انان ( ع ) امده است : كلّ مولود يولد على الفطرة « 3 » زيرا توحيد مقتضاى فطرت است . 3 . شناخت علت تعبير از ولايت به فطرت ؛ زيرا ولايت نيز مقتضاى فطرت است . همچنين به اين دليل كه با وصول به ولايت برحسب اقتضاى فطرت ، ولايت و خلافت الهى تحقق مىيابد . 4 . از آنجايى كه فطرت به وجوب معرفت حكم كرده است ، بايد دانست كه حكم ان محدود به معرفت خاصى نيست ( كه معرفتى را شامل شود و معرفت ديگرى را در برنگيرد ) . با اين حال از آنجا كه معروف ( متعلق معرفت )

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 64 ، ص 142 . ( 2 ) . همان ، ج 95 ، ص 82 . ( 3 ) . كلينى : كافى ، ج 2 ، ص 12 .